تبليغاتX
هفت آسمان
از همه جا

آثار و فواید کم خوری:

الف-فایده ظاهری و مادی

1:صحت بدن

2:شادابی چهره

3:طول عمر

ب-فایده باطنی و معنوی

1:صفای قکر و اندیشه

2: نور قلب

3:رهایی از شیطان

4:در آمدن در ملکوت آسمانها

5:تقرب به در گاه الهی

6: حکمت(حکیمانه سخن گفتن)

آثار و فواید کم خوری:

فایده ظاهری و مادی

1)صحت بدن:

پیامبر(ص) فرمودند:مادر تمام دواها،کم خوری است.

حضرت علی (ع):کم خوری مانع بیشترین مرض های جسم می شود

در قسمت توجه به این نکته ضروری است که اگر حیوانات مریض شدند چه کاری انجام می دهند؟ وقتی حیوانی مریض شد خداوند عالم بطور غریزی به او یاد داده است که مدتی چیزی نخورد(هدایت تکوینی).یک اصل مسلم وجود دارد که وقتی میکروب وارد بدن شد چزء نیروی دشمن می شود و بدن به جنگ با او بر می خیزد و در گیری شروع می شود و علامت آن تب و لرز است.لحظه ای که تب میکند بدن او در گیر است.اگر این نیروی دشمن پشتیبانی نشود و 24 ساعت غذا به او نرسد نمی تواند دوام پیدا کند.و میکروب از بی غذایی می میرد.به عنوان مثال می گویند هنگام سرما خوردگی شکلات مصرف نکنید خطرناک است زیرا شکلات بهترین غذای رشد میکروب است.انسان نیز با توجه به هدایت تکوینی میداند که غذا ضرر دارد ولی با عقل و اختیار خودش چیز دیگری انتخاب می کند و به هدایت تکوینی بی توجهی می کند.

امام علی (ع):جسم سالم ،دلیلش کم خوری است.

امام رضا علیه السلام می فرمایند:بدن انسان مثل زمین پاکی می ماند که اگر آب به او نرسد بر اثر تشنگی بهره نمی دهد و اگر آب بیش از حد به او برسد مرده می شود و علف هرز در او می روید.

2)شادابی چهره:

پیامبر اعظم (ص) حکایتی نقل فرمودند به این شرح((برادرم عیسی (ع) از شهری می گذشت که دو نفر زن و مرد را دید که بر سر هم فریاد می کشند!حضرت فرمود چه شده است؟مرد گفت ای پیامبر خدا ایشان همسر من است و او را مشکلی نیست زنی درستکار است اما دارم از او جدا می شوم حضرت فرمود چرا؟ مرد گفت:بی آنکه کهنسال شود چهره اش از طراوت افتاده است.حضرت گفت ای زن می خواهی چهره ات پر طراوت شود زن گفت بله ای پیامبر،حضرت فرمودند:چون غذا می خوری از سیر شدن حذر کن.آن زن چنان کرد و دیگر بار چهره اش طراوت یافت.

تقوی نیز موجب شادابی صورت می شود.

اگر کمی به اطرافیان خودمان دقت کنیم یک دختر و پسر جوان قبل از ازدواج با چهره زیبا ،طولی نمی کشد به علت رعایت مواردی در زندگی بلایی بر سر چهره آنها می آید که از آن شادابی اولیه می افتند علت آن بی تقوایی است.

3)طول عمر:

لقمان حکیم :اگر غذای انسان کم باشد، عمر طولانی می شود

فواید باطنی و معنوی:

1)صفای فکر و اندیشه:

حضرت علی علیه السلام فرمودند:هر کس غذایش کم باشد فکر زیبا پیدا می کند.

2)نور قلب:

پیامبر (ص) فرمودند:هنگامیکه انسان غذای خود را کم کند نور در قلبش پر می شود.

3)رهایی از شیطان:

پیامبر فرمود:با نفس خود بجنگید بواسطه کم خوری در غذا و آب، ملائک سایه بر شما می افکنند و شیطان از شما فرار می کند.

4)در آمدن در ملکوت آسمانها:

پیامبر فرمودند:به اندازه بخورید،اگر کم بخورید یک رازو رمزی از علم در گوش شما شنیده می شود.

5)تقرب به در گاه الهی:

چرا نمازمان از اثر افتاده است؟ یکی از علتها شکم پر می باشد. قرآن می فرماید :لا تقربوا الصلوه ....و انتم بسکارا  با شکم پر سراغ نماز نروید. توجه به این نکته ضروری است که آیا کسی که مست است نماز می خواند!؟ جمله بعدش می گوید:حتی تعلم ما ثقولون تا زمانیکه بدانید چه می گویید.

شکم پر جلو فهم را می گیرد.امام صادق علیه السلام فرمودند:نزدیک ترین حالت انسانها به سوی خدا با شکم خالی است.

6)حکمت(حکیمانه سخن گفتن):

شکم اگر خالی باشد آدم حرف درست حسابی می زند.

اینها را برای چه گفتیم؟ می خواهیم بعداً عوارض پر خوری را بیان کنیم. ما می خواهیم نماز بخوانیم و ما را به اوج ببرد پس عمل بایستی صالح باشد و این در گرو غذای پاک می باشد.

عوارض پر خوری:

الف:عوارض مادی و ظاهری

1)انواع بیماریها

2)ضعف و کاهش تندرستی

3)ایجاد گندبویی

ب:عوارض معنوی

1)فساد ورع و تباهی پاکدامنی

2)فساد و تباهی نفس

3)قساوت قلب

4)حجاب تیز هوشی

5)تاریکی و ظلمت دل

در این قسمت توضحیات مختصری در مورد هر کدام از موارد فوق گفته می شود.

1)انواع بیماریها :

امام علی (ع):بپرهیزاز اعتیاد به پر خوری علت آن دو کار می باشد درد ها را تحریک می کند و بیماری ها را شخم می زند.

اگر عاملی برای بیماری برسد ممکن است تحریک بشود.

2)ضعف و کاهش تندرستی:

هر کس که خوردنش زیاد باشد حتماً صحت بدنش کم خواهد شد.صوموا تصحوا:روزه بگیرید تا سالم بمانید.

امام صادق (ع) فرمودند:از بین رفتن بدن،در گرو پر خوری است.

3)ایجاد گندبویی:

حضرت علی (ع) فرمودند:پر خوری گند بویی ایجاد می کند.

بدن انسان به اندازه نیاز مصرف می کند و مازاد آنرا مصرف نمی کند و به چربی تبدیل می شود.و در هنگام عرق نمودن بوی بدی به مشام می رسد.یکی از کارهای کبد انسان تنظیم فند خون بدن می باشد.اگر کبد همه قند را وارد خون بکند انیان می میرد پس کبد تمام ناخالصیها را می گیرد و قند خالصی را ذخیره می کند و یک لایه محافظ دور آن می پیچد و هنگامی که بدن نیاز به قند دارد و ضعف بر انسان حاکم می شود براساس هدایت تکوینی قندها آزاد می شوند. بنابراین در نماز بدن ما بایستی معطر باشد.

ب:عوارض معنوی

1)فساد ورع و تباهی پاکدامنی:

حضرت علی (ع):پر خوری بد همنشینی است تقوی را از انسان می گیرد و آدم پاکدامن را ناپاک می کند.

بنابراین اگر شکمی سیر شد طغیان می کند.

2)فساد و تباهی نفس:(جان انسان)

پیامبر(ص) فرمود:دل ها را نمیرانید با پر خوردن غذا،پر خوردن آب بدرستیکه دل ها همچون مزرعه ای که آب اضافه وارد شود گیاه هرزه می روید،انواع و اقسام گناهان وارد می شود.

3)قساوت قلب:

پیامبر (ص) فرمود:هر کیس عادت کند به پر خوری قلبش قسی و دلش سخت می شود.

4)حجاب تیز هوشی:

حضرت علی (ع) می فرماید:شکم سیری انسان را سنگین می کند،هرکس شکمش سنگین شد،شکم سنگین اورا مانع می شود از تیز هوشی.

5)تاریکی و ظلمت دل:

پیامبر (ص) فرمودند:سیر نشوید،که نور معرفت در دل شما خاموش می شود.

در پایان این مباحث و نوشته ها انشاءالله می خواهیم بحث نماز را آغاز کنیم،بستر بایستی آماده باشد. شکم پر از این مطالب لذت نمی برد.

+ نوشته شده در  جمعه هشتم خرداد 1388ساعت 9:27  توسط علی  | 

قبل از ادامه بحث غذا به حکایتی از امام رضا علیه السلام اشاره می گردد.

عده ای در محضر امام علیه السلام در حال خواندن قرآن بودند،تا به آیه 15 سوره اعلی رسیدند(وَذَكَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى )

و نام پروردگارش را ياد كرد و نماز گزارد. امام فرمودند معنی آیه چیست؟گفتند هر کس یاد پروردگارش را کرد نماز بخواند

امام تبسمی فرمودند و گفتند در قرآن آیه ای هست که می فرماید زیاد به یاد خدا باشید ....ذکراً کثیرا . پس کار ،کار خیلی مشکلی می شود اگر انسان تا یاد خدا خواست بکند نماز بخواند مشکل می شود. یاران گفتند پس به چه معناست؟ امام فرمودند هر کس یاد خدا افتاد بر او واجب است بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله  صلوات بفرستد.

سوره مؤمنون آیه 51 :

يَا أَيُّهَا الرُّسُلُ كُلُوا مِنَ الطَّيِّبَاتِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ ﴿51﴾

اى پيامبران از چيزهاى پاكيزه بخوريد و كار شايسته كنيد كه من به آنچه انجام مى‏دهيد دانايم

آیه فوق به تعبیری می فرماید:اگرچه پیغمبر ما هستید بایستی غذایتان ،غذای پاک باشد تا عملتان،عمل صالحی باشد.

امام حسین علیه السلام در روز عاشورا در صحرای کربلا بعد از مواعظ و روشنگریهای زیاد به مقصود نرسید و به جمعیت دشمن خطاب فرمودند علت عدم تاثیر مواعظ این است که شکم های شما از حرام پر شده است.پس ولو پیغمبر خدا هم باشد اگر غذایش،غذای پاک نباشد عملش نمی تواند صا لح و شایسته باشد.

آثار و فواید کم خوری:

الف-فایده ظاهری و مادی

1:صحت بدن

2:شادابی چهره

3:طول عمر

ب-فایده باطنی و معنوی

1:صفای قکر و اندیشه

2: نور قلب

3:رهایی از شیطان

4:در آمدن در ملکوت آسمانها

5:تقرب به در گاه الهی

6: حکمت(حکیمانه سخن گفتن)

+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:39  توسط علی  | 

غذای حلال چه غذایی است؟

غذایی است که بر اساس دستورات و موازین شرعی تهیه شده باشد.

بعد از این مراحل که طی شد به این مرحله می رسیم که اگر در طول روز کار و فعالیتی انجام دادیم و کم کاری نکردیم و حقوق و دستمزدی به ما رسید ،حالا چقدر بخوریم؟

از لحاظ کیفی موارد بررسی شد حالا نوبت به کمیت می رسد.

چه مقدار غذا بخوریم که مخل نماز ما نباشد؟

در 24 ساعت دو وعده بیشتر نباید خورد! در این مورد هم سند قرآنی ،هم سند روایی و هم سند فتوایی وجود دارد.

حضرت امام خمینی (ره)در رساله عملیه حکم 2636 :

((مستحب است انسان در اول روز و در اول شب غذا بخورد و بین روز و بین شب چیزی نخورد.))

در سند قرآنی، سوره مریم آیه 62 )) وَلَهُمْ رِزْقُهُمْ فِيهَا بُكْرَةً وَعَشِيًّا ))

و روزى‏شان صبح و شام در آنجا [آماده] است .

طبق آیه فوق بهشتیان دو وعده غذا دارند یکی صبح ،یکی شام ما که می خواهیم بهشتی باشیم بایستی دو وعده غذا بخوریم زیرا عالم آخرت عصاره دنیاست ما باید تو دنیا بُكْرَةً وَعَشِيًّا باشیم تا در آخرت نیز همین گونه باشیم.امام صادق علیه السلام می فرماید :همان طور که زندگی می کنید همان طور می میرید.

بنا براین نتیجه می گیریم که در اسلام وعده ای به نام نهار وجود ندارد.کسی که در این دنیا مثل حیوان خورده باشد تنها به پر کردن شکم فکر می کند که این صفت حیوانات است.آنقدر باید خورد که جسم وبال روح نشود ما می خواهیم روح پرواز کند نه به زمین بچسبد.

در هر وعده چه میزان غذا باید بخوریم؟

پیامبر (ص) فرمودند:کفایت می کند آدمیزاد را چند لقمه کوچک،که توانش را حفظ کنداگر آدمیزاد غالب بر نفسش بشود ثلث طعام برایش کافی است.

بنابراین اگر معده را به سه قسمت تقسیم کنیم یک سوم برای غذا،یک سوم برای هوا و یک سوم برای آب می باشد.

ولی متاسفانه ما تا جایی که معده مان گنجایش دارد می خوریم،پیامب اسلام با آن همه خوشرویی هر کس جلوی او آروغ می زد به شدت عصبانی می شد.زیرا آروغ زدن از عوارض پر خوری است.

با پر خوری بحران در معده ایجاد می شود و تمامی فعالیتهای مغز به سمت معده متوجه می شود زیرا در معده خودمان زلزله ایجاد کرده ایم. و به عنوان مثال با شکم پر هنگام مطالعه به جای درس خواندن خوابمان می برد زیرا مغز توان پاسخگویی ندارد.

امام صادق علیه السلام فرمودند:پر خوری احمقی ایجاد می کند.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 23:16  توسط علی  | 

به نام خدا

اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ

يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ

در ادامه بحث نماز ،اگر اثر نماز بازدارندگی از گناه است یا عروج انسان به سوی خدا ،اکر اینه اثر نماز است پس چرا نماز می خوانیم ولی خبری از این آثار نیست؟نماز خوان واقعی باشی و اهل کناه هم باشی! آیا این مقدور است که نماز ما نماز باشد و اهل گناه هم باشیم قطعاً امکان ندارد.

هم نماز می خوانیم هم گناه می کنیم!چرا نماز ها از اثر افتاده اند؟

اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الأَرْضِ :چه چیز شما را زمینگیر کرده است؟

حضرت آدم ترک اولی کرد از بهشت رانده شد و خیلی ناراحت شد آیه نازل شد اگر از دشتوراتی که از سوی من می آید تبعیت کنی و هدایت های مرا پیروی کنی به من می رسی ناراحت نباش.

در علل برسی مانع سر راه عروج نماز به اینجا رسیدیم که انسان یک سوخت خاص دارد.

چگونه غذایی مصرف کنیم؟به هر غذایی رسیدیم نباید مصرف کنیم ببین سوخت مال خودت هست یا نه؟اگر نیست مصرف نکن زمینگیر می شوی.

*غذای غیر مخمس:

سوره انفال آیه 41 مربوط به خمس می باشد:

وَاعْلَمُواْ أَنَّمَا غَنِمْتُم مِّن شَيْءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِي الْقُرْبَى وَالْيَتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَابْنِ السَّبِيلِ إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ وَمَا أَنزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا يَوْمَ الْفُرْقَانِ يَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿41﴾

و بدانيد كه هر چيزى را به غنيمت گرفتيد يك پنجم آن براى خدا و پيامبر و براى خویشاوندان او

و يتيمان و بينوايان و در راه‏ماندگان است اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدايى [حق از باطل]

روزى كه آن دو گروه با هم روبرو شدند نازل كرديم ايمان آورده‏ايد و خدا بر هرچيزى تواناست.

خدا می گوید بدانید هرچه شما منفعت به دست می آورید به پنج قسمت تقسیم می شود

که خمس آن بایستی پرداخت شود.در ادامه آیه نکته ظریفی وجود دارد إِن كُنتُمْ آمَنتُمْ بِاللّهِ

اگر ایمان به خدا دارید. بنابراین پرداخت خمس شرط ایمان است و پرداخت آن لازم است.

نکته دیگری که از آیه استنباط می شودحروف لام کنار هم می باشد

لِلّهِ

لِلرَّسُولِ

َلِذِي الْقُرْبَى

خمس متعلق است به خدا،رسولش،جانشینان پیامبر،یتیم،مسکین ودر راه مانده.

لام مربوط به آیات برای خدا و برای پیامبر مشخص است و لام، لام اختصاص می باشد.

حال که پیامبر رحلت نموده اند و امام زمان در پس پرده غیبت است و اگرحکومت اسلامی

برپا نبود سایر علما جانشین ائمه اند اما هنگامیکه حکومت اسلامی برپاست و حکومت دارای رئیس

است و جانشین امام معصوم است خمس بایستی به دست رئیس حکومت برسد.

اگر کسی زکات به عهده اش باشد همین حکم را دارد.نماز جسم ما را رشد نمی دهد

می خواهد روح ما را پرواز دهد.نقل می کنند یکی از علما هنگام خرید نان از نانوایی یک دهم آنرا

که زکات نان بود پرداخت می کرد علت را پرسیدند گفت منتا زمانیکه در خانه پدری بودم خودمان نان

تهیه می کردیم و زکات گندم ها را پرداخت می کردیم ولی الان داخل شهر معلوم نیست کشاورزان

زکات خود را پرداخت کرده اند یا نه؟ زیرا دولت گندم را می خرد و آرد می کند.

بنا براین یک دهم هر نانی مال فقیر است،ده دانه نانی که می خرم یکی اش مال فقیر است.

بنا براین کسانیکه به جایی رسیده اند اینجوری کار کردند.

در اینجا به آیه مربوط به زکات اشاره می کنم.

آیه 103 سوره توبه:

خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلاَتَكَ سَكَنٌ لَّهُمْ وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ

از اموال آنان صدقه‏اى بگير تا به وسيله آن پاك و پاكيزه‏شان سازى و برايشان دعا كن زيرا دعاى تو

براى آنان آرامشى است و خدا شنواى داناست .

نکته ظریفی در این ایه وجود دارد.زکات که مال را پاک نمی کند!زکات جان انسان را پاک می کند.

آیات قرآن را که ظاهر قرآنند با بدنی که وضو نداشته باشد نمی شود مسح کرد،طهارت می خواهد.

باطن قرآن را با چی درک کنیم؟با جان ،اگر جان ناپاک باشد هر گز با باطن قران تماس پیدا نخواهیم کرد.

و لو انسان حافظ کل قرآن هم باشد،یک ذره با محتوی قرآن ارتباط پیدا نخواهد کرد.

آیه 79 سوره واقعه:

لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ

كه جز پاك‏شدگان بر آن دست ندارند (دست یابند)

اینجور نمازی نمی تواند معراج انسان باشد.جان ها را گرو گذاشته ایم،گرو یعنی دین به گردن داشتن

اگر می خواهی ترقی کنی بایستی:

فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ،وَمَا أَدْرَاكَ مَا الْعَقَبَةُ،فَكُّ رَقَبَةٍ،أَوْ إِطْعَامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ

يَتِيمًا ذَا مَقْرَبَةٍ،أَوْ مِسْكِينًا ذَا مَتْرَبَةٍ (سوره بلد)

گردنت را از زیر این گردنه ها خارج کن،اگر این گردنه ها وجود داشته باشد توقع عروج از نماز

نداشته باشید.

*اسراف:

چرا خیلی ها خدایی نیستند؟ زیرا اسراف کارند. اسراف مانع رسیدن به خدا می باشد.

آیه 31 سوره اعراف:

وكُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ يُحِبُّ الْمُسْرِفِينَ

بخوريد و بياشاميد و[لى] زياده‏روى مكنيد كه او اسرافكاران را دوست نمى‏دارد

زمانیکه خدا انسان را دوست نداشته باشد یعنی او را به حریم خودش راه نمی دهد..

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 18:0  توسط علی  | 

 

غذای حرام چه غذایی است؟

غذای حرام چند شاخه دارد:

1)غذای غصبی

2)غذای متجنس و نجس

3)غذای غیر مخمس(یک پنجم مال را در راه خدا دادن)

4)غذای توام با اسراف

غذای غصبی غذایی است که بدون اجازه صاحبش در آن دخل و تصرفی نمود.

غذای نجس ذاتاً نجس است مانند خوردن گوشت حرام گوشت،و غذای متجنس با چیزی نجس شده است به عنوان مثال در آشپزخانه در حین پختن غذا دست خود را با چاقو بریده و با همان انگشت خونی مشغول پخت غذا شویم در اینصورت غذا متجنس شده است،یا بچه غیر ممیز قاشقی را نجس می کند و مادر بچه با همان قاشق در حال پخت غذا شود در نهایت غذا نجس شده و خوردن غذای نجس حرام است.

اگر اینجوری غذا بخوری نمازت پشیزی ارزش ندارد.

قبل از ادامه بحث ذکر مطلب ذیل ضروری است.

در اسلام دو جور حکم داریم:

1) حکم تکلیفی

2) حکم وضعی

حکم تکلیفی: حکمی است که عقاب و عذاب دارد اما عقابش بستگی به نوع عمل ما دارد.

به عنوان مثال لیوانی که نجس است اگر از نجس بودن آن اطلاع پیدا کردی و با آن لیوان نجس آب خوردی،خوردنش حرام و مرتکب فعل حرام شده ای زیرا تو با علم و آگاهی مرتکب خوردن شدی و خلاف امر خدا عمل نمودی و این کار حتماً عقاب دارد.و مربوط به انسانهای عاقل و بالغ می باشد.

حکم وضعی:حکموضعی به همه انسانهاچه عاقل باشند،چه نباشند مربوط می شود.

برای درک بهتر موضوع به دو مثال اشاره می شود.

1)به عنوان مثال اگر در داخل یک نانوایی شاگرد نانوایی که خمیر درست می کند شخص ممیز(خوب را از بد تشخیص دادن)یا غیر ممیز باشد.واین شخص هنگام دستشویی طهارت نکند و با دست نجس خمیر درست کند ما چکار کنیم؟صاحب نانوا دلش خوش است به مردم غذا رسانده است!و اگر دقت کنیم می بینیم در یک محله موقع اذان صبح موذن اذان می گوید و آب از آب تکان نمی خورد و همه محله در خوابند!دوستان گرامی از کجا ما سیلی خورده ایم؟اگر پرده از روی واقعیت برداشته شود متوجه می شویم شاگرد نانوا با دست نجسخمیر درست کرده است و همه محله نان نجس خورده اند.خوب ما ندانسته غذای نجس خورده ایم چکار کنیم حکم وضعیش چیست؟لازم به یاد آوری است اگر می دانستیم و عالم بودیم و می خوردیم عقاب و عذاب در قیامت داشتیم پس چون اطلاع نداشتیم و خوردیم عقاب ندارد ولی اثر خودش را در روح آدمی می گذارد چه بدانی و چه ندانی و کسی برای نماز صبح بیدار نمی شود و نماز قضا می شود.

مثال بعدی:

سوال:خوردن سم چه حکمی دارد؟

جواب :پر واضح است که خوردنش حرام است و حکم تکلیفی آن حرام است و عقاب دارد.

همین سم در کارخانه تولید می شود برای ما ضرری دارد؟ خیر

همین سم در فروشگاه است برای ما ضرری دارد؟ خیر

پس چه زمانی به ما ضرر می رساند؟ هنگامیکه این سم وارد دستگاه گوارش شود و خود را آماده پذیرش آن کنیم.

اگر بدانی و سم بخوری چون حرام است و با علم و آگاهی خوردی عقاب دارد.

ولی شما به عنوان مثال در یک شب گرم تابستانی خوابیده ای و قبل از خواب لیوانی آب کنار تخت خود می گذاری که اگر نیمه های شب تشنه شدی ازآن آب بنوشی ولی شخص که با شما دشمنی دارد لیوان آب را سمی می کند و آن شما از خواب بیدار می شوید و از آب می نوشید آیا با خوردن آن عقابی داری؟ خیر زیرا آگاه نبودی،ولی سم اثر وضعی خودش را می گذارد زیرا خاصیت سم کشندگی است چه بخواهیم چه نخواهیم اثر خودش را می گذارد و عمر ما را می گیرد.

بر اساس روایت هر کس یک لقمه حرام بخورد تا چهل شبانه روز نمازش مقبول حق تعالی نیست.تکلیف چیست؟ تکلیف این است که بخوانی اگر نخوانی یک عقاب دیگری خواهی داشت و دعای شخصی که نماز را ترک کند مستجاب نمی شود.

در رساله عملیه مراجع مسئله ای وجود دارد در مورد مرغ نجاستخوار،که خوردن گوشتشان بر انسان حرام است.پس حکمش چیست؟ بایستی سه شبانه روز غذای پاک به او بدهی تا بعداٌ حلال شود.

انسان عاقل،لقمه حرام خورده باشد نباید قرنطینه شود!تا چهل شبانه روز دعایت قبول نیست،چهل شبانه روز بایستس غذای پاک بخوری این چهل شبانه روز کی تمام می شود؟!

هی بزنید تو سر چرا نماز و دعای ما بی تاثیر است؟علت حرام خوری است

3)غذای غیر مخمس

خمس به پول و مالی تعلق گرفته باشد و خمس آن پرداخت نشود حکمش چیست؟

رساله حضرت امام خمینی(ره)حکم شماره 1790 :

((انسان تا خمس مال را ندهد نمی تواند در آن تصرف کند))

پس حق تصرف در مالت را نداری تو دیگه صاحب مالت نیستی شارع مقدس می گوید حق ثصرف در هیچ تکه ای را نداری.تا نروی خمس بدهی هیچ کاری نمی شود کرد.غاصب هستیم و حرام خور شده ایم.

اگر کسی از مال خمس نداده لباس تهیه کند نماز در آن لباس باطل است،حتی اگر دکمه لباس با نخی که خمس آن پرداخت نشده است باشد!

خلاصه کلام چرا ترقی نمی کنیم و نماز ما را به معراج نمی برد؟اگر علتها را بر طرف کنیم نماز ما یک نماز مقبول می شود.

ادامه دارد.......

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 12:26  توسط علی  | 

سوره 29: العنكبوت

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

 

اتْلُ مَا أُوحِيَ إِلَيْكَ مِنَ الْكِتَابِ وَأَقِمِ الصَّلَاةَ إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ وَلَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ ﴿45﴾

آنچه از كتاب به سوى تو وحى شده است بخوان و نماز را برپا دار كه نماز از كار زشت و ناپسند باز مى‏دارد و قطعا ياد خدا بالاتر است و خدا مى‏داند چه مى‏كنيد.

با توکل و استعانت از حضرت حق سعی می شود مطالبی به صورت سلسله وار برای آگاهی و معرفت بیشتردر خصوص نماز

ارائه می دهم.

همه می دانیم نماز ستون دین است، اگرکمی دقت در احوالات خویش کنیم می بینیم ساختمان دین ما ترک برداشته است و بعضی از ساختمانها ویران شده است.کدامیک از ما موضوع آیه شریفه فوق هستیم((نماز را به پا دارید،زیرا که حقیقتاً نماز انسان را از فحشاء و منکر باز می دارد))در این آیه از کلمه ذکر  الله اکبر سخن به میان آمده است که بیان می کند یاد خدا بالاتر است ((اذکرونی اذکرکم-شما به یاد من باشید تا من به یاد شما باشم)) ((اقم الصلواه لذکری-نماز یاد من است))

در اینجا توجه به این نکته ضروری است که نماز بخشی از کارش این است که ما را از کار زشت باز می دارد این نماز بالاتر از اینها از دستش بر می آید و به عبارتی یاد خدا بالاتر است در ادامه آیه می فرماید ((وَاللَّهُ يَعْلَمُ مَا تَصْنَعُونَ-خدا می داند نماز درست مال کیست،نماز را چگونه ساختی و تحویل خدا دادی؟))

سوال:اثر نماز چیست؟

اثر نماز از اینکه می خواهم بگویم بالانر است،بازدارندگی از فحشا و منکراست،اگر توجه کنیم چند ویروس دین خور به جان مسلمانها افتاده است 1-غیبت همدیگر2-دروغ

آیا غیبت منکرهست یا نیست؟جواب کاملاً مشخص است در قرآن سوره حجرات از آن نهی شده است چون نهی دارد مصداقی از منکر است. دروغ منکر هست یا نیست؟ کلید همه گناهان دروغ است،بنا براین پاد زهر منکر نماز است إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ.دهها سال از عمر ما گذشته است باز هم دروغ می گوییم یا نماز ما نماز نبوده است یا غیبت و دروغ منکر نبوده است!با توجه به مطالبی که گذشت نتیجه می گیریم نماز ما نماز نبوده است و خم و راست شدن و ورزشی بیش نبوده است.در روایت است هنگام اقامه نماز ملائکه مامور الهی نماز را به عرش می برند اگر پذیرفته شد این نماز در حق نماز گزار دعا می کند و می گوید مرا رو سفید کردی خدا تو را روسفید کند و در پیشگاه خدا اگر پذیرفته نشود اولین نفرین کننده خود نماز است.و مورد نفرین نماز واقع می شویم.

چرا نماز های ما بی اثر است؟ علت چیست؟

هر چیزی سوخت مخصوص به خودش را دارد.اگر بخواهیم با هواپیما پرواز کنیم در آن وسیله بایستی سوخت مخصوص خودش را استفاده کنیم اگر سوخت عوضی بریزیم با همه سلامت فنی پروازی انحام نخواهد شد.و عروجی صورت نمی گیرد.و اصلاًاستارت هم نمی خورد.

پس چه شده است که به زمین چسبیدید؟ چرا زمینگیر شدید مگر وسیله پرواز قرار ندادم

پیامبر (ص) فرمودند: الصلوه معراج مومن –بوسیله نماز عروج پیدا کنید. و چون پیامبر به معراج رفت چون ایشان سرمشق ماست ما نیز بایستی بوسیله نماز عروج پیدا کنیم.

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَة  قطعا براى شما در [اقتدا به] رسول خدا سرمشقى نيكوست.

پس چرا نماز ما را عروج نمی دهد؟ سی یا چهل سال از عمر می گذردوهیچ پروازی رخ نمی دهد!

پاسخ این است که سوخت عوضی در این بدن ریخته ایم!

سوره مبارکه عبس آیه 24 فَلْيَنظُرِ الْإِنسَانُ إِلَى طَعَامِهِ  پس انسان بايد به خوراك خود بنگرد

پس سوخت انسان غذاست،فعل آن فعل امر است یعنی جناب انسان بایستی نگاه کند هم از لحاظ کیفی و هم از نظر کمی.

کیفی : غذا چه غذایی است؟(حلال،حرام،شبهه ناک)

کمی:چقدر بخوریم

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت 1:19  توسط علی  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مى‏بخشد آنان را اجابت كنيد.

ای کسانیکه ایمان آورده اید ،هر کسی از انسانها که این صداو ندا به گوش او برسداگر اهل ایمان باشد بایستی خوب گوش کندو لبیک بگوید.

سوره انفال آیه (24)

هنگامیکه خدا و رسولش شما را دعوت به کاری کردند بی تفاوت نباشید بیایید پاسخ خدا و رسولش را بدهید.فعل مضارع می باشد و دلالت بر دوام دارد،خدا شما را برای همیشه زنده نگه می دارد. آیه می گوید تا شما را زتده کند و زنده نگه دارد.

سوال:مگر ما زنده نیستیم ؟چرا خدا می گوید پاسخ دهید تا زنده شوید؟

پاسخ :ما انسانها دو جور زندگی داریم یک زندگی مادی که تعبیر به زندگی ظاهری است و یک زندگی معنوی (زندگی باطنی).

جسم ما زندگی مادی دارد اما تنها ما جسم نیستیم و روح داریم روح اگر از کالبدجسم جدا شود می میریم.بنایراین قرآن از ما یک زندگی معنوی می خواهد.

مقایسه بین زندگی مادی و معنوی:

اگر ما عافل بودیم وقت خود را صزف زندگی بهتر می کنیم

خصوصیات زندگی مادی:

1)زندگی مادی ما محدود است.

محدود بین تولد و مرگ

2)هم سطح حیات و زندگی حیوانات است،بلکه پایین تر از حیوانات

اگر خبر نگاری از شخص سوال کندزندگی و زنده بودن را تعریف کن خواهد گفت زنده یعنی کسی که راه می رود ،می خورد ،نفس می کشد .... یک چنین کسی زنده است،اگر زندگی را اینجوری معنی کنیم حیوانات نیز این زندگی را دارند((آیه قرآن،خودتان بخورید و به حیوانهایتان بدهید))پس هم سطح حیوانات هستیم حتی حیوانات از ما پیشرفته ترند زیرا اگر زندگی یعنی بهتر خوردن و مواد غذایی کیفی خوردن حیوانات هم از ما بیشتر می خورند هم مواد غذایی با کیفیت تری نسبت به ما به دست می آورند و می خورند.

به عنوان مثال جوجه تحت فشار و مواد شیمیایی به مرغ برای مصرف ما تبدیل می شود.

یا در جایی شنیدم که برای افزیش وزن گاو در دامداریها خرمنی از کاه آماده می کنند و بعد از مخلوط نمودن آب با کود شیمیایی آنرا روی کاه می ریزند و نایلونی روی آن می کشندو یک هفته ای به همین حال باقی می گذارند تا ترشیده شود و بعد این کاه ترشیده رابه گاوها می دهند ودرعرض مدت چند روز به اندازه سه ماه رشد می کنند.خوب اگر قصاب محل ماشخص مورد اعتمادی باشد همین گوشت گاو و گوسفند و مرغ پرورشی را در اختیار ما قرار می دهد.اگر دقت کنیم ما از حیوانات هم از لحاظ کمی و کیفی در سطح پایینتری قرار داریم،شیر و گرگ بیابان از ما بیشتر می خورند،ماهی قزل آلا در سرد ترین آبها در سیبری زندگی می کند ما کجا دسترسی به آن داریم؟بهترین گوشت ماهی نصیب نهنگ می شود،آهو و بز کوهی نصیب شیر و گرگ می شوند.

3)زندگی مادی ما جبری است،بالاجباربه ما داده اند.

نه آمدن به دست خودمان بود و نه رفتن به دست خودمان است.

خصوصیات زندگی معنوی

1)زندگی معنوی انسانها نا محدود است(من الحی الذی لا یموت))

2)هم سطح زندگی ملائک بلکه بالاتر

قران کریم پیامبر را الگو و اسوه ما معرفی نموده است(لقد کان لکم فی رسول الله اسوه حسنه)

پیامبر وقتی به معراج می رود تا مرحله ایی جبرییل او را همراهی می کند و بیش از آن نمی تواندو می گوید اگر بیشتر از این بیایم آتش می گیرم(مقام ما معلوم است).پس ما می توانیم یه کمال یرسیم.

3)خصوصیت سوم زندگی معنوی اختیاری و اکتسابی است

انسان با اختیار خودش بایستی به دنبال حیات معنوی برود.امام صادق علیه السلام فرمودند:زندگی معنوی را به کسی می دهند که عاقل باشد،اگر کسی عاقل بود عبد خدا می شود.

حکایتی از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم:عده ای دور شخصی جمع شده بودند پیامبر فرمود چه خبر است؟ گفتند یا رسول الله دیوانه ای آمده و بچه ها دور و برش جمع شده اند،حضرت فرمودند این مریض است دیوانه نیست!اصحاب گفتند یا رسول الله دیوانه کیست؟حضرت فرمودند:دیوانه کسی است که معصیت خدا می کند.

نتیجه گیری:

زندگی مادی را می شود کنار گذاشت،جسم مرکب روح است و بایستی او را به رشد معنوی برساند،هیچکس حق ندارد حتی خراشی به بدن خودش بیندازد روح بایستی بر جسم سوار شود و او را به مقصد برساند.(عقل سالم در بدن سالم)

راهش چیست؟

بیایید پاسخ مثبت به خدا و رسولش بدهید برای اینکه شما را زنده کند

خداوند و رسولش از ما کارها و وظایفی را خواسته اند که بایستی اطاعت کنیم وبه رشد معنوی برسیم.

از قبیل:غیبت نکنید،هیچ گروهی گروه دیگر را مسخره نکند،وای بر هر عیب جوی زخم زبان زنی،دروغ نگویید و......

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 18:15  توسط علی  | 

ماه رجب و ماه شعبان و ماه رمضان شرافت زیادی دارند و در فضیلت آنها روایات بسیاری وارد شده است. از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت شده كه: ماه رجب ماه بزرگ خدا است و ماهى در حرمت و فضیلت به آن نمى‏رسد و جنگیدن با كافران در این ماه حرام است و رجب ماه خدا است و شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است كسى كه یك روز از ماه رجب را روزه دارد موجب خشنودى خدای بزرگ می‌گردد و غضب الهى از او دور گردد و درى از درهاى جهنم بر روى او بسته گردد.


فضیلت و اعمال ماه مبارك رجب

 

از حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام روایت است كه: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، آتش جهنم یك سال، از او دور شود و هر كس سه روز از آن را روزه دارد بهشت او را واجب گردد.

 

و همچنین فرمود كه: رجب نام نهرى است در بهشت از شیر سفیدتر و از عسل شیرین‏تر. هر كس یك روز از رجب را روزه بگیرد البته از آن نهر بیاشامد.

 

از حضرت صادق علیه السلام روایت است كه حضرت رسول صلى الله علیه و آله فرمود كه: ماه رجب ماه استغفار امت من است پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است و رجب را "أصب" مى‏گویند زیرا كه رحمت خدا در این ماه بر امت من بسیار ریخته مى‏شود پس بسیار بگوئید: «أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَ أَسْأَلُهُ التَّوْبَةَ».

 

و ابن بابویه به سند معتبر از سالم روایت كرده است كه گفت: رفتم به خدمت حضرت صادق علیه السلام در اواخر ماه رجب كه چند روز از آن مانده بود چون نظر مبارك آن حضرت بر من افتاد فرمود كه آیا در این ماه روزه گرفته‏اى؟ گفتم نه والله اى فرزند رسول خدا. فرمود كه آنقدر ثواب از تو فوت شده است كه قدر آن را به غیر خدا كسى نمى‏داند به درستى كه این ماهى است كه خدا آن را بر ماه‌هاى دیگر فضیلت داده و حرمت آن را عظیم نموده و براى روزه داشتن آن گرامى داشتن را بر خود واجب گردانیده است.

 
پس گفتم یابن رسول الله اگر در باقیمانده این ماه روزه بدارم آیا به بعضى از ثواب روزه‏داران آن نائل مى‏گردم؟ فرمود: اى سالم هر كه یك روز از آخر این ماه را روزه بدارد خدا او را ایمن گرداند از شدت سكرات مرگ و از هول بعد از مرگ و از عذاب قبر و هر كه دو روز از آخر این ماه روزه دارد بر صراط به آسانى بگذرد و هر كه سه روز از آخر این ماه را روزه دارد ایمن گردد از ترس بزرگ روز قیامت و از شدت‌ها و هول‌هاى آن روز و برات بیزارى از آتش جهنم به او عطا كنند. و بدان كه از براى روزه ماه رجب فضیلت بسیار وارد شده است و روایت شده كه اگر شخصی قادر بر آن نباشد هر روز صد مرتبه این تسبیحات را بخواند تا ثواب روزه آن را دریابد: سُبْحَانَ الْإِلَهِ الْجَلِیلِ سُبْحَانَ مَنْ لا یَنْبَغِى التَّسْبِیحُ إِلا لَهُ سُبْحَانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ سُبْحَانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزََّ وَ هُوَ



دعای ماه رجب در هر روز بعد از فرائض

بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

به نام خداى بخشاينده مهربان

بگو در هر روز از رجب در صبح و شام و در عقب نمازهاى روز و شب

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْر وَآمَنُ سَخَطَهُ

اى كه براى هر خيرى به او اميد دارم و از خشمش

عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ يا

در هر شرى ايمنى جويم اى كه مى دهد (عطاى) بسيار در برابر (طاعت) اندك اى كه عطا كنى به هركه از تو خواهد اى

مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً اَعْطِنى

كه عطا كنى به كسى كه از تو نخواهد و نه تو را بشناسد از روى نعمت بخشى و مهرورزى عطا كن به من

بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ وَاصْرِفْ عَنّى

به خاطر درخواستى كه از تو كردم همه خوبى دنيا و همه خوبى و خير آخرت را و بگردان از من

بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوص ما

به خاطر همان درخواستى كه از تو كردم همه شر دنيا و شر آخرت را زيرا آنچه تو دهى چيزى كم ندارد (يا كم نيايد) و

اَعْطَيْتَ وَزِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ

بيفزا بر من از فضلت اى بزرگوار

راوى گفت پس گرفت حضرت محاسن شريف خود را درپنجه چپ خود وخواند اين دعا را به حال التجا و تضرّع به حركت دادن انگشت سبّابه دست راست پس گفت بعد از اين

يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْمآءِ

اى صاحب جلالت و بزرگوارى اى صاحب نعمت

وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّارِ 

و جود اى صاحب بخشش و عطا حرام كن محاسنم را بر آتش دوزخ
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 0:2  توسط علی  | 

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيم

مبحثی که در مورد آن می خواهم بنویسم مدتها بود که قصد نگارش آنرا داشتم که خداوند توفیق عنایت فرمود وبه تشویق همسرم و همراهی ایشان ،آنرا به خدمت دوستان تقدیم می کنم.

موضوع از این قرار بود که ایرادات و شبهاتی در مورد پیامبر و ائمه مطرح می شد که تعدادی از این سوالات در ذیل می اید

1)آیا توسل به غیر خدا شرک میباشد؟

2)ایاتوسل به قبور و ضریح پیامبر وائمه قابل قبول است؟

3)آیا سلام کردن به مرده لغو است؟

4)آیا در مورد پیامبر غلو می شود؟

5)آیا تواضع به ائمه شرک میباشد؟

سوالات فوق تعدادی از شبهات میباشد که در این مبحث سعی می شود هر جند مختصر با دلایل قرآنی به سوالات پاسخ داده شود

آیا توسل به غیر خدا شرک میباشد؟

پاسخ:آیه 35 سوره مائده:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ

ای کسانیکه ایمان آورده اید از (مخالفت فرمان)خدا بپرهیزید،و وسیله ای برای تقرب به او بجویید،ودر راه او جهاد کنید باشد که رستگار شوید.

آیه 64و65 سوره نساء:

وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ لِيُطَاعَ بِإِذْنِ اللّهِ وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُواْ أَنفُسَهُمْ جَآؤُوكَ فَاسْتَغْفَرُواْ اللّهَ وَاسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُواْ اللّهَ تَوَّابًا رَّحِيمًا

و ما هيچ پيامبرى را نفرستاديم مگر آنكه به توفيق الهى از او اطاعت كنند و اگر آنان وقتى به خود ستم كرده بودند پيش تو مىآمدند و از خدا آمرزش مىخواستند و پيامبر [نيز] براى آنان طلب آمرزش مىكرد قطعا خدا را توبهپذير مهربان مىيافتند

فَلاَ وَرَبِّكَ لاَ يُؤْمِنُونَ حَتَّىَ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لاَ يَجِدُواْ فِي أَنفُسِهِمْ حَرَجًا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُواْ تَسْلِيمًا

ولى چنين نيست به پروردگارت قسم كه ايمان نمىآورند مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند سپس از حكمى كه كردهاى در دلهايشان احساس ناراحتى [و ترديد] نكنند و كاملا سر تسليم فرود آورند

آیه 97 سوره یوسف:

قَالُواْ يَا أَبَانَا اسْتَغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا إِنَّا كُنَّا خَاطِئِينَ

گفتند اى پدر براى گناهان ما آمرزش خواه كه ما خطاكار بوديم

بنابراین با ارتباط دادن آیات قرآن متوجه جواب خواهیم شد.

سوال:آیا توسل به قبور و ضریح ائمه جایز است؟

پاسخ :آیه 93 سوره یوسف:

اذْهَبُواْ بِقَمِيصِي هَذَا فَأَلْقُوهُ عَلَى وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرًا وَأْتُونِي بِأَهْلِكُمْ أَجْمَعِينَ

اين پيراهن مرا ببريد و آن را بر چهره پدرم بيفكنيد [تا] بينا شود و همه كسان خود را نزد من آوريد

لذا اگر پیراهن یوسف (ع) چشم نابینا را بینا می کند چگونه قبور پیامبر و ائمه می تواند بی تاثیر یاشد.

آیه 248 سوره بقره:

وَقَالَ لَهُمْ نِبِيُّهُمْ إِنَّ آيَةَ مُلْكِهِ أَن يَأْتِيَكُمُ التَّابُوتُ فِيهِ سَكِينَةٌ مِّن رَّبِّكُمْ وَبَقِيَّةٌ مِّمَّا تَرَكَ آلُ مُوسَى وَآلُ هَارُونَ تَحْمِلُهُ الْمَلآئِكَةُ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

و پيامبرشان بديشان گفت در حقيقت نشانه پادشاهى او اين است كه آن صندوق [عهد] كه در آن آرامش خاطرى از جانب پروردگارتان و بازماندهاى از آنچه خاندان موسى و خاندان هارون [در آن] بر جاى نهادهاند در حالى كه فرشتگان آن را حمل مىكنند به سوى شما خواهد آمد مسلما اگر مؤمن باشيد براى شما در اين [رويداد] نشانهاى است

اشاره ای است به داستان حضرت طالوت ، صندوقچه ای که حضرت موسی (ع) در آن قرار داشت به علت عصیان قوم بنی اسرائیل به آسمان برد شد و یکی از دلایل پیامبری حضرت طالوت باز گشت صندوقچه از آسمان بود که مایه آرامش قومش گردید.بنابراین اگر یک صندوقچه می تواند آرامش بخش باشد چگونه قبور پیامبر وائمه نمی تواند این تاثیر را داشته باشد؟

سوال:آیا سلام کردن به مرده لغو است؟

پاسخ :آیه 169 سوره آل عمران

وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُواْ فِي سَبِيلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْيَاء عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ

هرگز كسانى را كه در راه خدا كشته شدهاند مرده مپندار بلكه زندهاند كه نزد پروردگارشان روزى داده مىشوند

بنابراین طبق آیه فوق پیامبر و ائمه دارای حیات برزخی میباشند وما دراصل به زندگان سلام عرض می کنیم.

سوال :آیا در مورد پیامبر توسط شیعیان غلو می شود؟

پاسخ:آیه 110 سوره کهف:

قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِّثْلُكُمْ يُوحَى إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَمَن كَانَ يَرْجُو لِقَاء رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلًا صَالِحًا وَلَا يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا

بگو من هم مثل شما بشرى هستم و[لى] به من وحى مىشود كه خداى شما خدايى يگانه است پس هر كس به لقاى پروردگار خود اميد دارد بايد به كار شايسته بپردازد و هيچ كس را در پرستش پروردگارش شريك نسازد

آیه 3 سوره نجم:

وَمَا يَنطِقُ عَنِ الْهَوَى

و از سر هوس سخن نمىگويد

سوره اسرا آیه79:

وَمِنَ اللَّيْلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَّكَ عَسَى أَن يَبْعَثَكَ رَبُّكَ مَقَامًا مَّحْمُودًا

و پاسى از شب را زنده بدار تا براى تو [به منزله] نافلهاى باشد اميد كه پروردگارت تو را به مقامى ستوده برساند

سوره نجم آیه 9:

فَكَانَ قَابَ قَوْسَيْنِ أَوْ أَدْنَى

تا [فاصلهاش] به قدر [طول] دو [انتهاى] كمان يا نزديكتر شد

آیات فوق اشاره ای به معراج پیامبر داردو غلوی در کار نیست.همچنین تعدادی از ایات که در ذیل به انها اشاره خواهد شد به مقام ولایت اللهی و تصرف در امور دارد و در اکثر آیات به کلمه(به فرمان من) اشاره دارد. بنابراین پیامبر و ائمه به اذن خدا می توانند در امور هستی ولایت و تصرف داشته باشند.

آیه 1 سوره قمر:

اقْتَرَبَتِ السَّاعَةُ وَانشَقَّ الْقَمَرُ

نزديك شد قيامت و از هم شكافت ماه

آیه 110 سوره مائده:

إِذْ قَالَ اللّهُ يَا عِيسى ابْنَ مَرْيَمَ اذْكُرْ نِعْمَتِي عَلَيْكَ وَعَلَى وَالِدَتِكَ إِذْ أَيَّدتُّكَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُكَلِّمُ النَّاسَ فِي الْمَهْدِ وَكَهْلاً وَإِذْ عَلَّمْتُكَ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَالتَّوْرَاةَ وَالإِنجِيلَ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ بِإِذْنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِي وَتُبْرِىءُ الأَكْمَهَ وَالأَبْرَصَ بِإِذْنِي وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوتَى بِإِذْنِي وَإِذْ كَفَفْتُ بَنِي إِسْرَائِيلَ عَنكَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِنْهُمْ إِنْ هَذَا إِلاَّ سِحْرٌ مُّبِينٌ

[ياد كن] هنگامى را كه خدا فرمود اى عيسى پسر مريم نعمت مرا بر خود و بر مادرت به ياد آور آنگاه كه تو را به روحالقدس تاييد كردم كه در گهواره [به اعجاز] و در ميانسالى [به وحى] با مردم سخن گفتى و آنگاه كه تو را كتاب و حكمت و تورات و انجيل آموختم و آنگاه كه به اذن من از گل [چيزى] به شكل پرنده مىساختى پس در آن مىدميدى و به اذن من پرندهاى مىشد و كور مادرزاد و پيس را به اذن من شفا مىدادى و آنگاه كه مردگان را به اذن من [زنده از قبر] بيرون مىآوردى و آنگاه كه [آسيب] بنىاسرائيل را هنگامى كه براى آنان حجتهاى آشكار آورده بودى از تو باز داشتم پس كسانى از آنان كه كافر شده بودند گفتند اين[ها چيزى] جز افسونى آشكار نيست

آیه 49 سوره آل عمران:

وَرَسُولاً إِلَى بَنِي إِسْرَائِيلَ أَنِّي قَدْ جِئْتُكُم بِآيَةٍ مِّن رَّبِّكُمْ أَنِّي أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَيْئَةِ الطَّيْرِ فَأَنفُخُ فِيهِ فَيَكُونُ طَيْرًا بِإِذْنِ اللّهِ وَأُبْرِىءُ الأكْمَهَ والأَبْرَصَ وَأُحْيِي الْمَوْتَى بِإِذْنِ اللّهِ وَأُنَبِّئُكُم بِمَا تَأْكُلُونَ وَمَا تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ

و [او را به عنوان] پيامبرى به سوى بنى اسرائيل [مىفرستد كه او به آنان مىگويد] در حقيقت من از جانب پروردگارتان برايتان معجزهاى آوردهام من از گل براى شما [چيزى] به شكل پرنده مىسازم آنگاه در آن مىدمم پس به اذن خدا پرندهاى مى شود و به اذن خدا نابيناى مادرزاد و پيس را بهبود مىبخشم و مردگان را زنده مىگردانم و شما را از آنچه مىخوريد و در خانه هايتان ذخيره مىكنيد خبر مىدهم مسلما در اين [معجزات] براى شما اگر مؤمن باشيد عبرت است

آیه 40 سوره نمل:

قَالَ الَّذِي عِندَهُ عِلْمٌ مِّنَ الْكِتَابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَن يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِندَهُ قَالَ هَذَا مِن فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ وَمَن شَكَرَ فَإِنَّمَا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَمَن كَفَرَ فَإِنَّ رَبِّي غَنِيٌّ كَرِيمٌ

كسى كه نزد او دانشى از كتاب [الهى] بود گفت من آن را پيش از آنكه چشم خود را بر هم زنى برايت مىآورم پس چون [سليمان] آن [تخت] را نزد خود مستقر ديد گفت اين از فضل پروردگار من است تا مرا بيازمايد كه آيا سپاسگزارم يا ناسپاسى مىكنم و هر كس سپاس گزارد تنها به سود خويش سپاس مىگزارد و هر كس ناسپاسى كند بىگمان پروردگارم بىنياز و كريم است

اشاره ای است به داستان حضرت سلیمان (ع)،هدهد و انتقال تخت بلقیس.

سوال: آیا تواضع به پیامبر و ائمه(تواضع به غیر خدا)شرک است؟

پاسخ :آیه 100 سوره یوسف:

وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّواْ لَهُ سُجَّدًا وَقَالَ يَا أَبَتِ هَذَا تَأْوِيلُ رُؤْيَايَ مِن قَبْلُ قَدْ جَعَلَهَا رَبِّي حَقًّا وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ مِن بَعْدِ أَن نَّزغَ الشَّيْطَانُ بَيْنِي وَبَيْنَ إِخْوَتِي إِنَّ رَبِّي لَطِيفٌ لِّمَا يَشَاء إِنَّهُ هُوَ الْعَلِيمُ الْحَكِيمُ

و پدر و مادرش را به تخت برنشانيد و [همه آنان] پيش او به سجده درافتادند و [يوسف] گفت اى پدر اين است تعبير خواب پيشين من به يقين پروردگارم آن را راست گردانيد و به من احسان كرد آنگاه كه مرا از زندان خارج ساخت و شما را از بيابان [كنعان به مصر] باز آورد پس از آنكه شيطان ميان من و برادرانم را به هم زد بى گمان پروردگار من نسبت به آنچه بخواهد صاحب لطف است زيرا كه او داناى حكيم است

طبق ایه فوق تواضع حضرت یعغوب و برادران او به حضرت یوسف اگر منافاتی داشت قرآن آنرا بیان نمی کرد.

آیه 34 سوره بقره:

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِكَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ إِلاَّ إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ

و چون فرشتگان را فرموديم براى آدم سجده كنيد پس بجز ابليس كه سر باز زد و كبر ورزيد و از كافران شد [همه] به سجده درافتادند

طبق ایه فوق فرشتگان برای حضرت ادم سجده نمودندپس باید اول کسانیکه برای خدا شریک قائل شدند فرشتگان باشند ولی اینطور نیست زیرا انان به فرمان خدا به غیر خدا سجده نمودند.

امیدوارم توانسته باشم با توضیحاتی هر چند مختصر به شبهات موجود پاسخی در خور و مفید داده باشم.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم اردیبهشت 1387ساعت 17:51  توسط علی  | 

تکلف گـــــــــــــــــــــر نباشد خوش توان زیست

تعلق گـــــــــــــــــــــر نباشد خوش توان مــــرد

Image and video hosting by TinyPic
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 23:42  توسط علی  |